با موضوع داستان تعداد 32 فایل با PowerPoint قابل ویرایش یافت شد. در لیست زیر حداکثر 100 نتیجه اول نمایش داده میشود که میتوانید از آنها در ارائه گزارش و نتایج تحقیقات و مقالات خود از آنها استفاده نمائید.
تعداد صفحه: ۹ دسته بندی: درسی
فردی برای گروهی سخن رانی می کردیک اسکناس 1000تومانی از جیبش در آورد و پرسید: کسی دوست دارد این اسکناس را به او بدهم؟ همه دست بلند کردند. گفت :باشد من آن را به یکی ازشما خواهم داد ،ولی پیش ازدادنِ اسکناس می خواهم کاری بکنم ! دربرابر نگاه شگفت زده ی همگان اسکناس را مچاله کرد وپرسید :هنوز کسی هست که این اسکناس را بخواهد؟ همه گفتند: بله ...
تعداد صفحه: ۹ دسته بندی: دانشگاهی
بعضی وقت ها از خودم می پرسم :" مگه من چه گناهی کردم که خداوند چنین مشکلی سر راه من قرار داد؟ برای جواب این سوال یک مثال جالب می زنم:یک روز دختری که از درس جبر نمره نیاورده بود،قلبش شکسته بود و بهترین دوستش هم او را ترک کرده بود به مادرش گفت:" همش اتفاق های بد می افته!“ مادر که در حال کیک پختن بود از او پرسید که آیا کیک دوست دارد ؟ و دخترک جواب داد:" البته، من عاشق دستپخت شما ...
تعداد صفحه: ۲۰ دسته بندی: سایر موضوعات
Once upon a time there was an Iranian rowing team روزی یک تیم قایقرانی در ایران بودIranian team and Japan agreed to do an annual rowing race. Each team should contain 8 men. تیم ایران و ژاپن برای برگزاری مسابقات سالیانه به توافق رسیدند. هر تیم شامل هشت نفر بود Both teams worked really hard to get in the best shape. The day the race started both teams were in similar condition. ...
تعداد صفحه: ۱۳ دسته بندی: دانشگاهی
عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است .عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد. زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد : چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند .نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود
تعداد صفحه: ۸ دسته بندی: دانشگاهی
لوییز زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس و نگاهی مغموم. وارد خواروبار فروشی شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمیتواند کار کند و شش بچهشان بیغذا ماندهاند. جان صاحب مغازه با بیاعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند. زن نیازمند در حالی که اصرار میکرد گفت: آقا شما را به خدا به محض این که بتوانم پولتان را ...
تعداد صفحه: ۷ دسته بندی: دانشگاهی
روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از ...
تعداد صفحه: ۵۸ دسته بندی: دانشگاهی
شما دو انتخاب دارید جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد. هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد: ”اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“ هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند. ...
تعداد صفحه: ۱۱ دسته بندی: دانشگاهی
درزمانهای بسیار قدیم، وقتی هنوزپای بشر به زمین نرسیده بود، فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر وکسل تر از همیشه. ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم مثلا " قایم باشک..." همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا" فریاد زد : من چشم میگذارم. و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست دنبال دیوانگی بگردد، همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد. دیوانگی جلوی ...
تعداد صفحه: ۸ دسته بندی: سایر موضوعات
•تصور کنید بانکی وجود داشته باشد که هر روز صبح مبلغ 86،400 تومان به حساب شما میریزد. •در غروب هرروز ما بقی حساب شما را که در آن روز خرج نکرده اید صفر می کند •شما چه خواهید کرد؟ •مطمئنا تا ریال آخر را خرج می کنید !! •جالب است بدانید که هر کدام از ما این چنین با نکی را داریم که اسمش زمان است •هر روز صبح این بانک به شما 86400 ثانیه اعطا می کند •وهر شب مابقی وقتی را که بیهوده ...
تعداد صفحه: ۱۲ دسته بندی: دانشگاهی
***2 چهار شمع به آرامی میسوختند ***3 سکوت به اندازه ای بود که بحث آنها شنیده میشد ***4 اولی میگفت: "من صلح هستم ولی هیچکس نمیتواند من را روشن نگه دارد من بزودی خاموش خواهم شد" شعله اوبه تدریج کمسو شد ودر نهایت کاملا خاموش شد ***5 اولی میگفت: "من صلح هستم ولی هیچکس نمیتواند من را روشن نگه دارد من بزودی خاموش خواهم شد" شعله اوبه تدریج کمسو شد ودر نهایت کاملا خاموش شد ...
تعداد صفحه: ۲۸ دسته بندی: دانشگاهی
یکی نبود یکی بود ... در روزگاران قدیم درخت سیب تنومندی بود ... با ... ......... پسر بچه کوچکی این پسر بچه ... خیلی دوست داشت با این درخت سیب مدام بازی کند ... از تنه اش بالا رود از سیبهایش بچیند و بخورد و در سایه اش بخوابد زمان گذشت ... پسر بچه بزرگتر شد و به درخت بی اعتنا دیگر دوست نداشت با او بازی کند .... .... .... اما روزی دوباره به سراغ درخت آمد درخت سیب به پسر گفت : « های ...
تعداد صفحه: ۱۰ دسته بندی: دانشگاهی
فرض کنید... به شما، (انسان ساده/معمولی/ بازاری/دانشمند/محقق/سیاسی) این امکان را میدهند که یک رییس برای دنیا انتخاب کنید که بتواند دنیا را به بهترین وجه رهبری کرده، صلح، ترقی و خوشبختی برای بشریت به ارمغان بیاورد. بین این سه داوطلب کدام را انتخاب میکنید؟ قبلا یک سئوال: شما مشاور و مددکار اجتماعی هستید... زن حامله ای میشناسید که هشت فرزند دارد. سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند کور و ...
تعداد صفحه: ۶ دسته بندی: سایر موضوعات
امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی. اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی. وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛ اما تو خیلی مشغول ...
تعداد صفحه: ۴ دسته بندی: سایر موضوعات
استادی در شروع کلاس درس ، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید: شاگردان جواب دادند استاد گفت : شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد . استاد پرسید : یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد.n شاگرد دیگری جسارتا“ گفت : دست تان بی حس می شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند . و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید > و ...
تعداد صفحه: ۲۲ دسته بندی: ادبیات فارسی
***4 نظامی نظامی گنجهای (گنجوی)، جمالالدین ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی متخلص به نظامی (زادهٔ ۵۳۵ در گنجه –درگذشتهٔ ۶۰۷-۶۱۲) شاعر و داستانسرای ایرانیتبار[۱] پارسیگوی قرن ششم هجری، که بهعنوان پیشوای داستانسرایی در ادب فارسی شناخته شده است.[۲] ***5 از زندگانی نظامی اطلاعات دقیق در دست نیست و در بارهٔ سال تولد و وفات او نقلهای تذکره نویسان مختلف استآنچه مسلم در . شهر گنجه ...
تعداد صفحه: ۱۷ دسته بندی: ادبیات فارسی
***2 در سال گذشته خواندیم که جمله از دو جزء نهاد و گزاره تشکیل شده است. ***3 مهم ترین جزء گزاره فعل است که معمولآ اخر جمله می اید. مثل ما باید تاریخ گذشته و امروز خود را بشناسیم. در این جا بشناسیم فعل است. ***4 -به فضل خدا مثل بهار بود. - عجب زمستانی بود. ***5 معمولآ در گفت و گو ها ی بین اشخاص در داستان ها نمایشنامه ها فیلمنامه ها و نوشتن مکالمات تلفنی در ابتدا ی جمله و از سر ...
تعداد صفحه: ۵۰۶ دسته بندی: دانشگاهی
***4 •هدف هاي رفتاري آشنايي با زندگي عطار، کتاب منطق الطير و تمثيل شرح ابيات مشکل فصل هاي دوم تا هشتم آشنايي با عذرهاي پرندگاني که هر کدام ممثل طبقه يي از مردم هستند. آشنايي با بي پايه بودن عذرها در راه شناخت حقيقت آشنايي با داستان شيخ صنعان آشنايي با هفت وادي سير و سلوک يا شناخت حق آشنا شدن با تفکر و اصطلاحات عرفاني ***5 •آشنايي با زندگي عطار، کتاب منطق الطير و تمثيل عطّار ...
تعداد صفحه: ۱۶ دسته بندی: سایر موضوعات
Dear son... پسر عزیزم: روزی که تو مرا در دوران پیری ببینی، سعی کن صبور باشی و مرا درک کنی .... The day that you see me old and I am already not, have patience and try to understand me …اگر من در هنگام خوردن غذا خود را کثیف می کنم، اگر نمیتوانم خودم لباسهایم را بپوشم، صبور باش. و زمانی را به خاطر بیاور که من ساعتها از عمر خود را صرف آموزش همین موارد به تو کردم. If I get dirty ...
تعداد صفحه: ۳۵ دسته بندی: دانشگاهی
***2 استاد رضا مرادي غياث آبادي ، درسال1345در تهران به دنياآمد. استاد درس خوانده ي رشته ي شرق شناسي - گرايش اختر شناسي - و دوره ي دکتري باستان شناسي - گرايش اخترباستان شناسي - است وي مولّف مستقل 30 عنوان کتاب و 150 مقاله است؛ ک تابهاي اثرگذار و بديعي چون: اوستاي کهن و فرضيه هايي پيرامون نجوم شناسي بخش هاي کهن اوستا ، مهاجرت آرياييان و چگونگي آب و هوا و درياهاي باستاني ايران، ...
تعداد صفحه: ۲۵ دسته بندی: دانشگاهی
***3 تاریخچه مصر یکی از مهمترین تمدنها و در نتیجه معماری واردی نیل است. جردن نویسنده انگلیسی: داستان زندگی مدرن زمانی آغاز شد که یونان پا به صحنه تاریخ میگذارد و برای 30 قرن صنعتگران مصری پیکرهها را حکاکی کردند. از کناره رود نیل تا سودان امروزی را مصر مینامیدند. ساکنین مصر شامل: 1. منطقه شمالی: مصر سفلی، چوپانی، چادرنشینی، مردهها را در خارج خانه در خاک دفن میکردند. 2. ...