پاورپوینت برگزیده ای از کتاب در ساحل رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم - تالیف : پائولو کوئیلو ۱۱ صفحه دانشگاهی ***2 او میگفت: باید خطر کرد. ما معجزه حیات را واقعا در نمی یابیم مگر آن که در انتظار نامنتظر باشیم. هر روز خداوند همراه با خورشید لحظه ای به ما ارزانی میدارد که در آن امکان تغییر آن چه موجب بدبختی ماست وجود دارد هر روز ما وانمود می کنیم که متوجه این لحظه نیستیم. ***3 وانمود می کنیم که امروز شبیه دیروز و شبیه فرداست اما کسی که متوجه روزی که در آن زندگی میکند هست لحظه جادویی را ...